دو راه هست که یک چتبات به نظر برسد شما را به خاطر دارد. یکی پنجره متنی بلند است که همان لحظهای که پنجره میلغزد فراموش میکند. دیگری یادداشت کردن است.
این یکی یادداشت میکند و — بخش غیرمعمولش همین است — میگذارد آنچه را نوشته بخوانید.
چرا شخصیتها منحرف میشوند
مدل بین دو پیام حافظهای ندارد. هر چه به نظر میرسد به یاد میآورد، دوباره در پرامپت برایش فرستاده شده است. وقتی گفتوگو از اندازهای که جا میشود بزرگتر شود، چیزی باید حذف یا فشرده شود و انحراف از همانجا شروع میشود: شخصیت دیگر نام خواهر شما را نمیداند، بعد خلاف چیزی را میگوید که هفته پیش گفته بود، و بعد بیسروصدا آدم دیگری میشود که همان کلمات را به کار میبرد.
بیشتر محصولها این را با خلاصهسازی در پسزمینه حل میکنند. تا وقتی خلاصه درست است کار میکند، و از لحظهای که غلط شد تا همیشه غلط میماند، چون هرگز آن را نمیبینید و نمیتوانید اصلاحش کنید.
واقعاً چه چیزی ذخیره میشود
واقعیتهای کوتاه که در جریان گفتوگو بیرون کشیده میشوند. نه رونوشت کامل، نه تودهای از بردار — سطرهایی که میتوانید بخوانید.
اینها همزمان به سه شکل محدود میشوند و همین محدودسازی است که نمیگذارد داستانها به هم نشت کنند:
- بهازای هر شخصیت — آنچه یک شخصیت میداند، دیگری نمیداند.
- بهازای هر موضوع — رشتههای جدا با یک شخصیت، حافظههای جدا نگه میدارند.
- بهازای هر فرد — هیچچیزی که به یک شخصیت میگویید برای کس دیگری که با همان شخصیت حرف میزند دیده نمیشود.
خواندن، اصلاح کردن، پاک کردن
فهرست حافظه صفحهای در تنظیمات گفتوگوست. بازش میکنید و واقعیتها را به ترتیب میبینید. اگر یکی غلط است اصلاحش کنید. اگر یکی اصلاً نباید نوشته میشد پاکش کنید. و اگر هیچکدام را نمیخواهید، حافظه را برای آن گفتوگو خاموش کنید تا از آن پس چیزی ذخیره نشود.
کوچک به نظر میرسد و نوع خرابی را از بیخ عوض میکند. یک واقعیت غلط در خلاصهای پنهان هر پاسخ بعدی را مسموم میکند و شما فقط میتوانید حدس بزنید چرا شخصیت عجیب شده. همان واقعیت غلط در یک فهرست، سطری است که در پنج ثانیه درستش میکنید.
اولین باری که شخصیتی چیزی یادداشت میکند، یک بار به شما گفته میشود. نه سر هر پیام — یک بار، تا بدانید این ساز و کار وجود دارد و کجا پیدایش کنید.
چه چیزی هرگز نوشته نمیشود
یک فیلتر روی هر واقعیت استخراجشده اجرا میشود و چیزهایی را که اصلاً نباید در انبار حافظه باشند برمیدارد: نشانی ایمیل، شماره تلفن، شماره کارت، شمارههای هویتی رسمی.
این یک فیلتر است، نه قولی درباره آنچه شما تایپ میکنید. الگوهایی را که میشناسد حذف میکند. امنترین کار با شماره کارت واقعی هنوز هم نفرستادن آن به یک چتبات است.
حافظه وقتی صحنه شاخه میزند
میتوانید هر پاسخی را شاخه بزنید و هر دو رشته را نگه دارید. آن وقت رشته تازه حافظهای را که رشته والد در همان لحظه داشت به ارث میبرد — یعنی شاخه از همان گذشته مشترک شروع میشود نه از هیچ، و بعد راه خودش را میرود.
معنای شاخه زدن همین است: دو روایت از یک رابطه، نه دو غریبه.
حافظه تا کجا میرود
اگر شخصیتی بات Telegram خودش شود، حافظه آنجا دقیقاً مثل گفتوگوی اصلی کار میکند — باز هم بهازای هر شخصیت، هر موضوع و هر فرد. کسی که با بات شما حرف میزند حافظه خودش را با آن شخصیت میسازد و آن حافظه فقط مال اوست.